مؤلف مجهول

18

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

ص 91 . ايمروز به جاى امروز . ص 91 و ص 79 . لسانى منظور پيغامى است كه به ايلچى و فرستاده مىگويند و مطالب آن با متن نامه ربط دارد تا طرف متوجه شود كه اين ايلچى يقينا از طرف فرستنده آمده است . ص 92 . بوپرداختند به جاى بپرداختند . ص 93 . خديوند به جاى خداوند . ص 94 . تيار است : منظم و مرتب و مهيا و آماده است . ص 100 . گيله‌گذارى به جاى گله‌گذارى . ص 107 . ايلچىگى : ايلچيگرى و سمت ايلچى داشتن . ص 123 . سال : قايقى كه از پيزر و نى سازند . در گود زرهء سيستان « توتن » گويند . ص 128 . سراسبكى : با عجله و شتاب ، سرسرى . ص 132 . طغايه - طغاى - تغاى : خالو ، دايى . ص 133 . كتابت از خانش آورده را : نامه‌اى كه از طرف خان و رئيس خود آورده بود . ص 140 . ناندازيم : نيندازيم . ص 144 و ص 146 . آبدانى : آبادى ، دهكده . ص 150 . جر : خندقى به عمق دو متر و عرض يك متر كه دور باغ و اراضى زراعى مىكنند تا مانع ورود جانوران وحشى باشد . ص 152 . كنانيده : كرده ، انجام داده . ص 154 . طريقهء آق اويلى : طريقهء جابه‌جا كردن ياغيان و سركشان و دور كردن ايشان از موطن اصلى خود . ص 155 . حاضر بودگى : حاضر بودن ، آماده بودن . ص 156 . رويداد شدگى : آنچه كه پيش آمده بود . ص 158 . بىسرشتگى : بىاطلاعى و بىچيزى و سررشته از كارى نداشتن . ص 158 . به راه آمدگى خودها گشته : از همان راهى كه آمده بودند بازگشتند . ص 158 . حادثات واقع شدگى : اتفاقاتى كه پيش آمده است . ص 158 . بنديهاى به دست افتادگى : اسيرانى كه به دست قشون مهاجم افتاده است .